على محمدى خراسانى

59

شرح رسائل (فارسى)

صورت نوعيهء جديد مصوّر شود و صورت نوعيه عبارتست از فعليّة الشىء كه فلاسفه مىگويند فعلية الشىء يا شيئية الشىء بصورته لا بمادته فى المثل آب خارجى الآن كه آب است مصور به صورت نوعيهء مائيه است ولى استعداد و قوّهء بخار شدن در او هست هنگامى كه بواسطهء حرارت تبديل به بخار شد صورت مائيه رفت و صورت بخارى جاى آن را گرفت و باز الآن كه صورت بخاريّه دارد استعداد صورت مائيه در او هست و هكذا در نطفه و علقه و مضغه و صورت انسانى حال مشائين براى اثبات هيولى در اجسام ادّعاى بداهت مىكنند و مثال مىزنند به آبى كه در يك كوزه بود اين الآن يك آب است و يك صورت نوعيّهء مائيه دارد ولى هنگامى كه آن را به دو ظرف تقسيم كنيم آن آب قبلى و صورت مائيه واحد معدوم شد و دو صورت نوعيه جديد حادث شد و الآن در خارج دو آب داريم پس اعدامى صورت گرفت و احداثى از طرفى هم ميان اين دو آب حادث با آن يك آب معدوم ارتباط وجود دارد يعنى اين‌گونه نيست كه آن آب قبلى بكلّى معدوم شده باشد و اين دو آب جديد از كتم عدم و بدون ارتباط به آن معدوم ايجاد شده باشند بلكه منشأ پيدايش اين دو آب همان آب واحد است حال اين ارتباط و قابليت كه آب قبل استعداد تبديل شدن به اين دو آب را داشت نامش هيولى است و هو بديهى ظاهر البداهة متقابلا اشراقيين منكر هيولى بوده و مىگويند اجسام بسيطند و آن همان صورت نوعيّه است و خبرى از هيولى نيست و اين‌ها نيز ادّعاى بداهت دارند و مىگويند : در آن مثالى كه مشائين آوردند نه اعدامى نسبت به آب اول صورت گرفته و نه احداث جديدى بلكه اين شخص همان شخص است اين آب خارجى همان آب خارجى است و تنها صفتى از صفات آن تغيير يافته يعنى قبلا داراى هيئت اتصاليه بود و الآن داراى هيئت انفصاليه است پس تمام سخنان مشائين باطل است . حال ملاحظه بفرمائيد كه دو گروه بزرگ از